دوشنبه، 7 مهر، 1399

 

علی دانیال خواننده مطرح ایرانی در گفتگوی اختصاصی با وبسایت سراسری اهالی هنر: تو مثل گلی شناسنامه کاری من است/ آرزو دارم در کشور خودم کنسرت برگزار کنم

علی دانیال خواننده مطرح ایرانی که بیشتر با آهنگ معروف تو مثل گلی  برای ما شهرت دارد می گوید:این ترانه شناسنامه کاری من است.

او میگوید: حق هنرمندان خارج از کشور اجرای کنسرت در سرزمین مادری آنهاست و بزرگترین آرزوی علی دانیال نیز اجرای کنسرت در ایران است.
این هنرمند که نزدیک به 30 سال است در خارج از کشور زندگی میکند.. با آلبوم تو مثل گلی در سال های پایانی دهه 90 میلادی فعالیت خود را آغاز کرده است و مدتی نیز دروازه بان تیم فوتبال استقلال تهران بوده است.....
او از کودکی عاشق صدای داریوش اقبالی بوده است و به گفته خودش این خواننده بزرگ تاثیر زیادی در گرایش اش به دنیای موسیقی داشته است..
آنچه از نظرتان میگذرد گپ و گفتی کوتاه اما صمیمانه با علی دانیال خواننده محبوب و دوست داشتنی ساکن امریکاست که به صورت تلفنی انجام شده است.


1- جناب دانیال از اینکه افتخار مصاحبه را به ما دادید از شما سپاسگزاریم...ممکن است کمی از خود و شرح حالی از زندگی تان به ما بگویید؟
با عرض سلام خدمت شما و یکایک هموطنانم در گوشه گوشه ی ایران پهناور و سراسر جهان...
من علی دانیال هستم متولد چهاردهم مهرماه 1353 در زایشگاه فرح ( اکبرآبادی فعلی ) خیابان مولوی سمت بازار تهران. مرحوم پدرم دوبار ازدواج کرده بودند، بنابراین در یک خانواده پرجمعیت به دنیا آمدم.
تحصیلات خودم را در دبستان طاهر خیابان مولوی  و دبیرستان فرخی واقع در باغ فردوس پشت خیابان مولوی گذرانده ام...
از بچگی به فوتبال و موسیقی علاقه داشتم....رشته ی اصلی ام فوتبال بود و در تیمهایی چون: راه آهن، لوکوموتیو راه آهن و آذر تهران هم بازی کرده ام. بعد از آن به آلمان آمدم و 5 سالی نیز در این کشور فوتبالم را ادامه دادم.....
این را یادآوری کنم در این میان چند ماهی نیز در تیم  فوتبال استقلال تهران، زمانی که آقای رضا نعلچگر حضور داشتند بازی کردم و حتی تا پای امضای قرارداد نیز پیش رفتم اما چون از آلمان رضایتنامه نگرفته بودم قراردادم منعقد نشد...
2-اصلی ترین دلیل گرایش شما به دنیای موسیقی چه بود؟
از کودکی در کنار فوتبال به خوانندگی هم علاقه داشتم و عاشق صدای داریوش بودم..همین امر نیز باعث شد بخواهم خوانندگی را به صورت جدی دنبال کنم. دوست داشتم دنباله رو سبک داریوش باشم. من تقریباً از زمانی که به آلمان آمدم  یعنی( حدود 30 سال پیش ) موسیقی را جدی دنبال میکنم...


3- از چه سالی در امریکا اقامت دارید؟
من از 1995 به امریکا آمدم  و چون با  داریوش عزیز آشنا شده بودم به تشویق ایشان  وارد امریکا شدم حدود چهار پنج سال بین آلمان و امریکا در رفت و آمد بودم  و همزمان با بستن قراردادم با شرکت ترانه، یعنی  از سال 1999 در امریکا  زندگی میکنم.
4- شما را بیشتر با آهنگ خاطره انگیز تو مثل گلی می شناسند..از این اثر بگویید.
این آهنگ شناسنامه کاری من است و با این آهنگ نیز معروف شده ام...یادم می آید زمانی که در آلمان زندگی میکردم به واسطه آشنایی با داریوش نازنین به آقای محمد شمس آهنگساز مطرح ایرانی که در کشور فرانسه زندگی میکردند معرفی شدم... هنرمندی که از بزرگان موسیقی ایران هستند..ایشان رهبر ارکستر بانو مرضیه بوده اند و  ساخت و تنظیم آهنگ هایی چون: خلیج فارس ابی، سپید و سیاه  داریوش و .... در کارنامه ایشان دیده میشود....
وی نیز دو اثر برای من ساخت...آهنگی به نام بی وفا و آهنگ دیگر هم همین، تو مثل گلی با شعر و آهنگی از مجید اکبری و تنظیم خود آقای شمس... یادم می آید من با این دو آهنگ به امریکا رفتم و آهنگ تو  مثل گلی  مثل بمب صدا کرد....
در واقع ساخت این اثر به سال های 1995 و 1996 میلادی بر میگردد... اما چون آلبومم کامل نشده بود ...چند سالی طول کشید تا اثر به صورت رسمی منتشر شود...لازم می دانم یادآور باشم این اثر توسط بزرگان موسیقی ایران ساخته شده و از سوی شرکت معتبری چون ترانه منتشر گشته است. در این کشور ( آمریکا ) قانون کپی رایت رعایت میشود، هیچ شرکتی نمی تواند از این قانون تخطی کند و در انتشار یک آهنگ، اخذ مجوز از شاعر و آهنگساز الزامی است چرا که اگر کمپانی ها این اصل را راعایت نکند با جریمه های سنگین مالی مواجه میشوند....
با این مقدمه می خواهم به این نتیجه برسم که نخستین اجرا کننده آهنگ تو مثل گلی من بودم....
البته خوشبختانه این آهنگ آنقدر گل کرده است که هر کس دیگری هم آن را بخواند من خوشحال میشوم... اما نخستین خواننده این اثر من هستم..
در واقع موفقیت آلبوم تو مثل گلی، زمینه ساز انتشار آلبوم دوم من شد که  راز نام داشت و توسط شرکت پارس ویدیو منتشر گشت...در این آلبوم آهنگ های چون لیلا، هرگز هرگز و با چشات.. وجود دارد و همگی در زمره آهنگ های موفق من هستند.
آلبوم های بعدی ام نیز  با نام های چشمای تو، استقلال و تنهایی از سوی شرکت ترانه منتشر شده اند.


5- در کارنامه کاری شما اجرای ترانه های شاد و ریتمیک بیشتر دیده میشود. این رویه دلیل خاصی دارد؟ یا صرفاً علاقه شخصی است؟
 من اجرای آهنگ های سنگین و آرام را خیلی دوست دارم...اما موفقیت آهنگ تو مثل گلی باعث شد بخواهم علاوه بر آهنگ های  آرام و سنگین...ترانه های شاد و ریتمیک نیز اجرا کنم..
بیاد دارم روزی در هواپیما کنار اندی عزیز نشسته بودم و عازم تورنتو بودیم،  توصیه ی اندی در آن روز به من  این بود اگر میخواهی در بازار لس آنجلس موفقیت بیشتری نصیب ات شود آهنگ های شاد بخوان..
 توصیه ای که تا به امروز دنبال  کرده ام و خوشبختانه موثر هم واقع شده است..
این نکته را یادآور شوم هر چند اجرای ترانه شاد و ریتمیک در کارنامه ی هنری من بیشتر دیده می شود اما در آلبوم تنهایی که آخرین آلبوم رسمی من است چند آهنگ سنگین و احساسی نیز وجود دارد..
6- شما یک استقلالی دو آتیشه هستید و حتی اثری نیز با همین عنوان اجرا کرده اید، در این باره  سخن بگویید..
بله این عشق به دوران بچگی بر می گردد ... همین طور که گفتم  من حدود 6 ماه در تیم استقلال حضور داشتم و چند بازی نیز در این تیم انجام دادم... یادم می آید یک روز آقای همایون هوشیارنژاد ترانه سرای خوش ذوق  که ایشان نیز از طرفداران سرسخت استقلال هستند به من زنگ زدند و گفتند یک شعر برای تیم استقلال نوشته ام و خیلی ها راغب هستند آن را بخوانند اما من دوست دارم آن را به تو بدهم و تو آن را اجرا کنی..
من وقتی شعر را شنیدم ..خیلی به دلم نشست و تصمیم به اجرایش گرفتم لذا ترانه را به آقای کاوه حقیقی از آهنگسازان مقیم لس آنجلس سپردیم و آهنگ استقلال در قالب آلبوم استقلال منتشر شد و خوشبختانه موفقیت زیادی بدست آورد....
من اعتقاد دارم  آهنگ استقلال پس از آهنگ تو مثل گلی یکی از آهنگ های موفق من است.


7-شما در تیم هنرمندان لس آنجلس دروازه بان هستید...از تیم هنرمندان بیشتر بگویید چند سال است در این تیم عضویت دارید ؟ از تجربه بازی  در کنار بزرگانی چون زنده یادان حسن آل صفر، مانوک خدابخشیان و رندی اصفهانیان بگویید..
من تقریباً از همان اوایلی که وارد امریکا شدم در تیم هنرمندان حضور دارم و در واقع سابقه فوتبالی ام زمینه ساز  ورود من به تیم هنرمندان شد...
خاطرم می آید وقتی برای نخستین بار زنده یاد حسن آل صفر را دیدم....ایشان از دروازه بان بودن من اطلاعی نداشتند و گفتند فوتبال بازی می کنی؟ من هم گفتم بله...ایشان به من گفتند برو تو دروازه وایسا...که مرا یاد این خاطره انداخت..
یادم می آید در دوران نوجوانی وقتی به کسی می خواستیم بگوییم نخودی ....می فرستادیمش توی دروازه....!!!!
در آن بازی چون تازه از آلمان آمده بودم و بدنم آمادگی بسیار بالایی داشت  همه توپ ها ر ا مهار کردم مرحوم آل صفر چون کیفیت بازی مرا دید گفت..پس تو دروازه بان هستی..؟!!
از آن زمان بود که دروازه بان اصلی تیم هنرمندان لس آنجلس شدم.
کمی بعدتر مانوک خدابخشیان هم به تیم اضافه شدند..
انسانی بزرگ، مثبت و اندیشمند ...من خیلی چیزها از ایشان یاد گرفتم...یک دوست صمیمی که بارها با هم بیرون رفتیم، قدم زدیم، رستوران رفتیم.
خاطراتش را هیچ گاه فراموش نمی کنم...
رندی اصفهانیان ؟
تیم هنرمندان بازیکنان زیادی چون اندی، ستار و بسیاری از هنرمندان را درون خود داشت.. اما  زنده یاد رندی اصفهانیان چیز دیگری بود.. یک فوروارد استثنایی که  به اذعان خیلی ها، میتوانست در هر تیمی بازی کند... ولی افسوس که زود از میان ما رفت... هیچ گاه رفتش را باور نمی کنم...یک مرد دوست داشتنی که بسیار سالم زندگی میکرد، رندی حتی نوشابه هم نمی نوشید اما انگار عمرش به دنیا نبود... روانش شاد..
امروز هم بیش از 20 سال است در تیم هنرمندان بازی میکنم و  هرچند پست اصلی ام دروازه بانی است اما گهگداری به خاطر کنترل وزن در پست مهاجم هم بازی میکنم....
8- گفتید آشنایی با داریوش اقبالی خواننده بزرگ ایرانی تاثیر زیادی در ورود شما به دنیای موسیقی داشت...ممکن است کمی بیشتر توضیح دهید؟
زمانی که من در  آلمان بودم علاوه بر فوتبال یک گروه موسیقی با نام 2000 داشتم...گروهی که اتفاقاً خیلی موفق بود  و کارش اجرای برنامه پیش از اجرای خوانندگان اصلی در کنسرت ها بود.
آن زمان من در مونیخ زندگی میکردم و علاوه بر فوتبال، موسیقی را هم دنبال می کردم.... از بخت  خوب من روزی داریوش برای اجرای یک کنسرت به این شهر سفر کرد... یادم می آید داریوش در آن زمان یک کمپانی موسیقی  در راستای معرفی صداهای تازه به دنیای هنر تاسیس کرده بود..
 جالب اینجاست که بگویم علی هاتف نیز توسط  همین کمپانی به دنیای موسیقی معرفی شدند..
وقتی داریوش صدای من را شنید گفت آهنگی هم از خودت داری..؟
 من چون اثری از خودم نداشتم....گفتم نه....
داریوش نیز، من را به آقای محمد شمس معرفی کرد و ایشان نیز دو اثر برایم ساختند آثاری که 10 هزار مارک برایم هزینه برداشتند، رقمی که در آن  زمان پول خیلی زیادی به حساب می آمد و تامین کردنش هر چند برایم سخت بود  اما به خاطر شوق و ذوقی که به موسیقی داشتم اتومبیلم را که آن زمان یک بنز 190 بود به جای هزینه آهنگ ها دادم.. اتقاقی که البته برایم بسیار خوش یُمن بود و زمینه ساز موفقیت های بعدی ام شد..
  پس از ضبط آن دو اثر به دعوت داریوش راهی امریکا شدم و او نیز مرا به شرکت ترانه معرفی کرد و قراردادم را با این کمپانی منعقد کرد. از آن زمان نیز فعالیت رسمی و حرفه ای من در وادی موسیقی آغاز شد....
من آشنایی خودم و داریوش را لطف خدا می دانم...


9-با کدام هنرمندان ایرانی ارتباط بیشتری دارید و صمیمی تر هستید؟
در لس آنجلس به خاطر بازی در تیم هنرمندان و برگزاری کنسرت های مشترک، با بیشتر هنرمندان در ارتباط هستم.... خُب با فوتبالی ها صمیمی تر هستم..... با اندی، داود بهبودی، منصور و پویا  ارتباط بیشتری دارم...
با خود داریوش هم رابطه ام خیلی خوب است.
10- موسیقی پاپ داخل ایران را دنبال میکنید یا خیر؟
بله ... تا حد زیادی دنبال میکنم... به نظرم صداهای خوبی در ایران وجود دارند و هر کدام شان میتوانند حرف های تازه ای برای گفتن داشته باشند.
11- زمانی لس آنجلس قطب موسیقی ایران به شمار میرفت..با توجه به اینکه بیشتر هنرمندان موسیقی خارج از کشور در سنین بالای 65 سال به سر می برند...آینده جامعه هنری هنرمندان ایرانی را در این شهر چگونه می بینید؟
موسیقی پاپ ایرانی در خارج کشور از لس آنجلس شروع شد و امروز بیش از 40  سال است همچنان ادامه دارد. در این شهر هنرمندانی داریم که شناسنامه موسیقی ایران هستند، کسانی که آغازگر موسیقی پاپ در خارج از کشور بوده اند..
 شاید عمر هنری من در این شهر کمتر از این عزیزان باشد ... اما به جایگاه خطیر این بزرگان واقفم.. به باور من همه این هنرمندان اسطوره های تکرارناشدنی ما هستند و جایگاه شان در تاریخ موسیقی ایران تثبیت شده است...اما نکته حایز اهمیت در شرایط فعلی توجه بیشتر به نسل جوان است... رویه ای که لازم است جدی تر گرفته شود...چرا که تغییر نسل ها  امری اجتناب ناپذیر است...
مضافاً امروز  به دلایل مختلفی از جمله دانلود های غیرقانونی، بیشتر کمپانی های پخش موسیقی ورشکسته شده اند و حاضر به سرمایه گذاری نیستند و خود هنرمند می بایست کلیه هزینه های آثار خود را متقبل شود..روندی که در گذشته این چنین نبود و این کار یک هنرمند را سخت تر میکند...
به باور من اگر ما ایرانیان یاد بگیریم به حق و حقوق هنرمندان مان بیشتر احترام بگذاریم و دنبال مفت بدست آوردن نباشیم بسیاری از مشکلات حل میشوند..
 در مجموع از دید من، آینده موسیقی پاپ در خارج از کشور، نه خیلی روشن است نه خیلی تاریک....
باید منتظر بود و شرایط را نگریست...


12- شما سالهاست به عنوان یک شهروند ایرانی الاصل در امریکا اقامت دارید. طی این سالها  آیا به ایران سفری داشته اید؟..
بله....زمانی که مرحوم پدرم حال خوبی نداشت....مدت کوتاهی به ایران آمدم تا برای روزهای آخر در کنارش باشم، البته آن سفر مدت زیادی به درازا نینجامید و زود برگشتم....
آرزوی من این است بتوانم دوباره ایران ببینم
13- آیا دوست دارید به ایران بازگردید و فعالیت موسیقایی خود را در سرزمین مادری خود ادامه دهید..روندی که برخی از هنرمندان از جمله فریدون آسرایی، سامان و زنده یاد حبیب محبیان پیش گرفتند...؟
قطعاً ..این آرزوی همه هنرمندان ایرانی خارج از کشور است که بتوانند به کشور خود برگردند....اما موانع بسیاری بر سر راه وجود دارد....که شاید از حوصله ی شما خارج باشد  ولی بدانید آرزوی همه هنرمندان خارج از کشور این است که بتوانند در کشور خودشان برنامه اجرا کنند..
14- به عنوان یک هنرمند پیشکسوت موسیقی پاپ، آیا به تغییر سبک در موسیقی اعتقاد دارید یا خیر؟
من اعتقادی به تغییر سبک در موسیقی ندارم..چون تغییر سبک یعنی از قالب خود خارج شدن و به مسیری متفاوت گرایش پیدا کردن...که معمولاً هم جواب نمی دهد....
در موسیقی ما کسانی که سبک خود را حفظ کرده است موفق تر بوده اند نمونه ی بارزش هنرمندی چون آقای معین یا بسیاری از پیشکسوتان است..
من به تغییر سبک اعتقادی ندارم، شاید قدری کارم را مدرن کنم، اما سبک ام را هیچ گاه تغییر نمی دهم..


15- آیا تفاوتی بین موسیقی پاپ داخل و خارج ایران می بینید یا خیر؟
بله، در ایران سبک های متفاوتی وجود داردکه با موسیقی پاپ لس آنجلس متفاوت اند...از دید من هرچند سبک موسیقی لس آنجلس همان سبک گذشته است اما کشش بیشتری دارد و ماندگار تر است...
به نظر من موسیقی لس آنجلس چون که رنگ و بوی ایرانی دارد ماندگاری اش بیشتری است.
آثار هنرمندانی چون زنده یاد هایده یا آقای معین در این زمره قرار می گیرند، جاودانه هایی که در ذهن همه ایرانیان نقش بسته اند.
16- شما در یکی از مصاحبه هایتان گفتید  با برخی از موزیسین ها و ترانه سرایان داخل ایران در ارتباط هستید و از آنها کار می گیرید....آیا این همکاری ها همچنان ادامه دارد ؟
بله چند سالی است که افتخار همکاری با هنرمندان داخل ایران را دارم، وجود تکنولوژی نیز این امر را تسهیل کرده است...ما هنرمندان زیادی در داخل کشور داریم....عزیزانی چون: مریم اسدی، حسین تیموری، سعید مقدس، میثم حقدوست، ارشام روحانی، علی ضیایی ، عرفان سلیمی و.... دوستانی هستند که من تا امروز با آنها کار کرده ام.... میتوانم بگویم در حال حاضر بیشتر آهنگ های من، نتیجه همکاری با هنرمندان داخل ایران است..
17- آیا تا به امروز به آرزوی خود در دنیای موسیقی دست یافته اید یا خیر؟
بله، من واقعاً به آن چیزی که دوست داشته ام رسیده ام....یکی از بزرگترین افتخارات من زمانی است که به روی صحنه هستم و ایرانیان عزیز را می بینم. این یک لذت وصف ناشدنی است و از این بابت خیلی خوشحالم..
اما خوشحالی واقعی من زمانی است که بتوانم در کشور خودم هم کنسرت داشته باشم..
18- چه توقعی از مسئولان و متولیان  فرهنگی سیاسی ایران در قبال هنرمندان خارج از کشور دارید..اخیراً جمشید علیمراد خواننده پیشکسوت ایرانی در امریکا درگذشت و در همان جا نیز به خاک سپرده شد...به نظر شما آیا حق هنرمندان ایرانی نیست که به کشور خود برگردند و در سرزمین آبا و اجدادی شان به خاک سپرده شوند؟
من از کسانی که دست اندرکار هستند میخواهم، اجازه دهند هنرمندان خارج از کشور به کشورشان برگردند و در وهله ی اول برنامه اجرا کنند، این حق طبیعی ماست که در کشور خودمان کنسرت داشته باشیم.... به نظر من، وقتی هنرمندی در غربت از دنیا میرود کمترین حق اش این است که در سرزمین مادری خود به خاک سپرده شوند، من معتقدم ایران متعلق به همه ایرانیان است...من دوست دارم در وطن خودم بمیرم، سرزمینی که ریشه های ما در آن است....
 امروز شاهد هستیم هنرمندان داخل ایران آزادانه می توانند به امریکا بیایند و کنسرت بگذارند اما  این حق طبیعی شامل حال هنرمندان خارج از کشور نمیشود که در سرزمین مادری و برای مردم خودشان کنسرت داشته باشند... موضوعی که هر چند تاسف انگیز است....اما امیدوارم ما هنرمندان خارج از کشور نیز بتوانیم به زودی در مملکت خودمان کنسرت برپا کنیم....حقی که تا به امروز از آن محروم بوده ایم...


19- آیا غیر از خوانندگی شغل دیگری هم دارید یا خیر؟
بله، حدود 15 سال است که علاوه بر موسیقی در کار صادرات و واردات لوازم صوتی نیز هستم..برخی معتقدند موسیقی باید حرفه دوم هر هنرمند باشد...اما  این گفته در مورد من برعکس است چرا که موسیقی شغل اول من است و در کنارش کار دیگری را نیز دنبال می کنم.
20- شیوع جهانی ویروس کرونا تا چه اندازه در روند کاری هنرمندان خارج از کشور اثرگذار بوده است؟
بله... تاثیرات منفی کرونا به دنیای موسیقی هم سرایت کرده است و فعلاً نمی توان کنسرتی برگزار کرد...
این مساله خیلی از عزیزان هنرمند را تحت تاثیر قرار داده است... تبعات کرونا برای منی که شغل دومی هم دارم شاید کمتر باشد اما بسیاری از هنرمندان از این معضل خیلی آسیب دیده اند...
از صمیم قلب آرزو میکنم بیماری کرونا هر چه زوتر ریشه کن شود...
21- پس از عبور از کرونا آیا برنامه ای برای اجرای کنسرت در دبی یا کشورهای همجوار با ایران دارید؟
به جرات میتوانم ادعا کنم تا به امروز، من یکی از بزرگترین کنسرت های موسیقی را در بین خوانندگان ایرانی برگزار کرده ام.. این برنامه در سال 2003 و با همراهی راغب علامه خواننده معروف جهان عرب در دبی برگزار شد....کنسرتی که نزدیک به 45 هزار نفر تماشاچی را به خود جذب کرد....
امیدوارم بتوانم به زودی کنسرت بزرگی در دبی یا یکی از کشورهای همجوار با ایران داشته باشم و هموطنانم را از نزدیک ببینم...البته قبل از آن آرزو می کنم ویروس کرونا هر چه زودتر از جهان ریشه کن شود.


22- چه برنامه ای برای آینده کاری خود دارید؟
قصد دارم با بهره گرفتن از تجربیات 25 ساله خودم در دنیای موسیقی... آلبوم های جدیدتر و با کیفیت تری تولید کنم....تصمیم گرفته ام از امروز هر آهنگی را نخوانم و صرفاً آثاری اجرا کنم که دارای بالاترین استانداردها باشند...در این راه نیز از  مشورت با دوستان هنرمند خودم غافل نخواهم شد.


23- صحبت پایانی شما؟
در خاتمه لازم میدانم از دعوت شما سپاسگزاری کنم و برای همه آحاد بشر از جمله هموطنان خودم آرزوی سلامتی دارم.....امیدوارم کرونا هر چه زودتر تمام شود و بتوانم هموطنان خودم را از نزدیک ببینم...

گفتگو: روح اله سعادتمند
انتهای پیام/*

چاپ   ایمیل

عضویت در خبرنامه