دوشنبه، 23 تیر، 1399

 

گفتگوی اختصاصی اهالی هنر با استاد ملک مسعودی و امیرمجاهد مسعودی

ملک مسعودی پیشکسوت موسیقی سنتی و بختیاری: مشکل فقهی موسیقی ایرانی حل شود ظرفیت جهانی شدن دارد

   ملک محمد مسعودی هنرمند پیشکسوت موسیقی اصیل ایرانی وموسیقی بختیاری معتقد است :هر صدایی در دنیای موسیقی مانند اثر انگشت منحصر بفرد است و هرکس می بایست سبک و سیاق خودش را داشته باشد

 

 ملک محمد مسعودی هنرمند پیشکسوت موسیقی اصیل ایرانی وموسیقی بختیاری معتقد است :هر صدایی در دنیای موسیقی مانند اثر انگشت منحصر بفرد است و هرکس می بایست سبک و سیاق خودش را داشته باشد

به باور این هنرمند پیشکسوت بانوان به عنوان نیمی از اعضای جامعه حق ابراز اندام دارند و نباید نادیده گرفته شوند.... 

در زندگی این هنرمند بختیاری ساکن اصفهان مطالعه و کتاب خواندن جایگاه خاصی دارد و او جوانان را به مطالعه تشویق میکند..

این هنرمند دوست داشتنی و پیشکسوت به همراه پسر هنرمندش امیرمجاهد مسعودی در یک روز زمستانی میزبان ما بودند ...

آنچه در ادامه میخوانید ماحصل گفتگوی تارنمای سراسری اهالی هنر  با استاد  ملک مسعودی و پسرش امیرمجاهد مسعودی است که از خاطرتان می گذرد......

استاد ملک مسعودی سلام.... کمی از خودتان بگویید..

با سلام به شما و کلیه دست اندرکاران مجموعه اهالی هنر....برای من سعادتی است که میزبان خبرنگاران تارنمای سراسری اهالی هنر از شیراز باشم شهری که دست کم برای من خاطره های بسیاری دارد.. و سالها قبل این افتخار نصیبم شد که در مراسم هفتصدمین سال بزرگداشت حافظ در شیراز کنسرت گذاشتم....

من ملک محمد مسعودی معروف به ملک مسعودی... زاده بروجن در استان چهارمحال بختیاری هستم... و خوشحالم که در خدمت شما هستم...

علت کم کاری هنرمند چون شما چیست؟

یکی از دلایل اش..گسترش بی حد واندازه رسانه های دیداری و شنیداری آن سوی آب هاست...

در ثانی چون سبک کاری من موسیقی اصیل ایرانی است ...برخی جوانان فکر می کنند آن چیزی که مربوط به گذشته است را نباید پذیرفت و متعلق به یک نسل خاص است.دلایل اش این هاست.....البته قبول دارم عدم توجه به سلیقه جوانان در بین هنرمندان قدیمی شاید کمی محسوس به نظر برسد ...

مثلا چرا نباید ما برای کودکان و یا حتی جوانان موسیقی مناسب داشته باشیم در حالی که این ظرفیت را داریم؟!!

مضافاً سیاست های کلی وزارت ارشاد و صدا وسیما نیز مزید بر علت بوده است..

نمی خواهم این را بگویم اما انگار این عزیزان نمیخواهند موسیقی ایرانی آن چنان که باید  وشاید در محافل عمومی از جمله صدا و سیما پخش شود....

 شما امروز تصویر من یا هنرمندان قدیمی  را کمتر در تلویریون می بینید..!!

البته بحث اقتصادی و عدم رعایت حق کپی رایت نیز تاثیر زیادی داشته است... به طور مثال از انتشار آخرین آلبوم من  سالها می گذرد چرا که سرمایه ای که من برای تهیه آن اثر صرف شد برنگشتی نداشت وقتی در این حرفه اسپانسری وجود ندارد پس امنیتی نیز نیست..... این ها عواملی است که باعث کم کاری من شده است خاطرنشان سازم این چالش گریبان گیر بسیاری از پیشکسوتان نیز هست....چندی قبل با علیرضا افتخاری و شهرام ناظری صحبت میکردم و آنها نیز از این اوضاع گلایه داشتند.

صحبت از جوانان کردید از دید شما آیا موسیقی ایرانی این ظرفیت را دارد که پاسخگوی نیاز جوان امروزی باشد؟

دقیقاً ...به قول مرحوم استاد کسایی.. موسیقی ما مشکل فقهی دارد. و دید خوبی نسبت به آن وجود ندارد.. بدین مفهوم که ما هنوز بین حلال بودن و حرام بودن موسیقی مانده ایم !!

در حالی که به نظرمن فقه شیعه فقه بسیار پویایی است....و براحتی میتواند این مساله را حل کند.......

شما اگر به موسیقی غرب نگاه کنید  متوجه می شوید... موسیقی غرب شاید رنگ و لعاب داشته باشد اما خلاقیت و ریشه داری موسیقی ایرانی را ندارد....

به طور مثال : شما اگر نوازندگی چند نوازنده موسیقی ایرانی را مثلاً در فلان گوشه دستگاه شور بشنوید در می یابید که هر نوازنده با بهره گیری از خلاقیت و دانش خود آن گوشه را به فرمی خاص اجرا می کند ....که این خود یک امتیاز ارزشمند است...

و این ظرفیت نشان میدهد اگر ما بتوانیم موسیقی اصیل ایرانی را با مِتُد جهانی ارائه دهیم می توانیم ظرفیت بالایی آن را به رخ جهانیان بکشانیم..

اما متاسفانه در این بخش کم کاری کرده ایم...

نیاز به داشتن تحصیلات عالیه به خصوص در مقطع دکتری در موسیقی ایرانی به شدت احساس می شود، در حالی که در غرب رویه برعکس است..

شما بهتر میدانید ، آلفرد نوبل ثروت اش را در راه تلاش برای حفظ صلح، و خدمت در راه اعتلای ادبیات، شیمی و... وقف کرد و امروز تبدیل به یک میراث جهانی شده است.... آیا در کشور ما نیز این گونه به سنت حسنه وقف نگریسته میشود؟!!

من جایی میخواندم فردی در سالیان بسیار دور، هزاران متر از اراضی خود را وقف نعل کردن استرهای حرم مطهر امام رضا ( ع ) کرده است.. هر چند نیت این واقف بسیار ارزشمند است اما در دنیای امروزی جایگاهی ندارد...!!

صحبت من این است موسیقی ما هویت فرهنگی ماست چرا نباید ما در راه ترویج فرهنگ و ریشه هایمان واقف باشیم ؟!!

از دید من موسیقی ایرانی یکی از ریشه دار ترین و جذاب ترین موسیقی های جهان است که باید بیش از پیش حمایت شود.....و یکی از مسیرهای اعتلای فرهنگی ما اهمیت به موسیقی ایرانی است، این میراث کهن ایران زمین است....

از دید هنرمند پیشکسوتی چون شما، وظیفه مسئولان در قبال هنرمندان قدیمی چیست؟

دوستی میگفت شکم گرسنه دین و ایمان ندارد... وقتی سفره ای خالی است دیگر مجالی برای اندیشیدن باقی نمی ماند.. مشکلات اقتصادی عدیده ای متوجه مردم ما و به تبع آن هنرمندان است که به هیچ عنوان مطلوب نیست...

 هنر موسیقی خوشبختانه یا متاسفانه یکی از گران ترین هنرها است و بسیاری از مردم از پرداخت هزینه های موسیقی عاجز هستند....چندی قبل از سوی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به بنده دکتری افتخاری موسیقی اعطاء شد و گفتند حقوقی نیز برایتان در نظر گرفته شده است....جالب است خدمت تان عرض کنم......این حقوق ماهیانه150 هزار تومان است....!!!!

که حتی تصور در میان گذاشتن آن را با کسی برای من نوعی سخت است...!!!!

آیا شان و منزلت یک هنرمند این است که در این سن و سال دریافتی اش ماهیانه 150 هزار تومان باشد؟!!

به نظر من لازم است برای یک هنرمند یک حقوق متناسب و مکفی در نظر گرفته شود..که ابتدا به ساکن منزلت اش حفظ شود و در وهله ی بعد نیازهایش برطرف گردد....

به طور مثال در رژیم گذشته استاد جلیل شهناز در جایگاه کارمند شهرداری حقوق و مستمری دریافت میکرد... یعنی برای اینکه ایشان دغدغه ی مالی نداشته باشند وی را استخدام نهادی چون شهرداری کردند و ایشان بازنشسته شهرداری است.... رویه ای که به گمانم لازم باشد در شرایط فعلی نیز اعمال گردد....مگر تعداد هنرمندان پیشکسوت چند نفر است؟!! به باور من حمایت مادی و معنوی از هنرمندان باید صورت واقعی صورت گیرد و در حد شعار نباشد...!!

همچنین انتظار داشتن یک رسانه و تریبون مستقل حداقل در رسانه ملی برای حضور پیشکسوتان به گمانم یک ضرورت باشد رویه ای که در صدا و سیما تا به امروز جدی گرفته نشده است...

تعریف شما از هنر و هنرمند چیست؟

 به فرموده استاد کسایی، هنر پدیده ای است که در بیننده و شنونده ایجاد حیرت می کند....

پس هنرمند کسی  است که موهبتی خدادادی دارد پس میتواند خالق جاودانه ها باشد..

به نظر من هنر و هنرمند مساوی جاودانگی هستند.

برنامه گلها جاودانه ای از مرحوم داود پیرنیا...میراثی است که برای نسل های مختلف جذابیت دارد از دید شما چرا این مدل برنامه ها دیگر تولید نمی شوند؟

در آن دوران در وادی موسیقی هم چیز سرجای خودش قرار داشت...و به قول معروف هر کس مرتبط با جایگاهش عمل میکرد.

هنرمندان نیز متناسب با همین موقعیت دسته بندی میشدند...

پس طبیعی است که خروجی این چنین شرایطی برنامه هایی با کیفیت چون برنامه های گلها است..

اما امروز شرایط کاملاً متفاوتی بر موسقی ما حاکم است..پیش تر گفتم.. موسیقی امروز ما بر دوراهی شرعی بودن و غیر شرعی مانده است....

طبیعی است که ماحصل چنین شرایطی نمی تواند جاودانه ای چون برنامه گلها باشد...

خاطرم می آید سالها قبل قرار بود جمعی از هنرمندان همزمان با ماه رمضان ضیافت افطاری در مهمان یکی از روحانیون باشند....میزبان جلسه که دوست ندارم نامش را ببرم..شعر را خلط سینه عنوان کردند....

وقتی چنین تفکری بعضاً در جامعه ما وجود دارد..پس نباید انتظار داشته باشیم....پیشرفت محسوسی انتظارمان را بکشد یا مثلاً برنامه ای چون گلها تولید شود....

فکر میکنید راه گذر از شرایطی که اشاره کردید چیست؟

 ما مردمانی هستیم که تاریخی چند هزار ساله داریم و همواره در سخت ترین شرایط خودمان را سرپا نگه داشته ایم.... به شهادت تاریخ هر جا اندیشه ی سوئی در مقابل مان قرار گرفته ایم ما راه مان را پیدا کرده ایم..

شما کافی است تاریخ مغول را بخوانید....این دوران مغول هر چند سختی های زیادی بر ملت ما گذشته است اما  جزو درخشان ترین دوره های تارخی ما در حوزه های علمی ادبی و... است..

در دوران قبل از انقلاب نوازنده زن به طور مثال در سازی چون نی شاید به تعداد انگشتان یک دست هم نبود اما امروز بین 10 تا 12 هزار نفر نوازنده زن چیره دست داریم که موجب مباهات است....

به قول آقای پایور روزی خواهد رسید که از تک تک شما تندیس خواهند ساخت..ما در دورانی زندگی کردیم و رشد کردیم که هیچ امکاناتی نبود...ما یک کمانچه نواز نداشتیم......اما امروز آنقدر فارغ التحصیل موسیقی داریم که بسیار با اهمت است...

شما هنرمندی هستید که تجربه کار با جمع زیادی از بزرگان دنیای موسیقی همچون زنده یادان : اسماعیل مهرتاش،  جلال تاج اصفهانی، حسن کسایی و .... دارید.تجربه تلمذ نزد این عزیزان چگونه بود ؟

هر موقع بیاد آن روزها می افتم برایم یک دنیا خاطره تداعی میشود و انگار یک نسیم دل انگیز در وجودم وزیدن می گیرد..

انسانیت، شخصیت والا و اخلاق مداری ویژگی بارز این عزیزان بود ... هر کدام شان دنیایی از معنویت و بزرگی بودند....

به طور مثال مرحوم استاد مهر تاش با آن دریای دانش و  کمال از هیچ یک از شاگردشان پولی نمی گرفت و بدون کوچکترین چشمداشتی آموخته هایشان را به شاگردانشان یاد میدادند...ایشان هفته ای دو روز آموزش میدادند... اما هر کسی نمی توانست به محفل ایشان راه یابد.....

بگذارید خاطره ای نقل کنم بیاد دارم در سالهای جنگ تحمیلی برنامه ای در کنار مرحوم استاد علی اصغر بهاری کمانچه نواز مشهور داشتیم ..یادم میآید وقت ناهار بود و برای ما چلوکباب آورده بودند..

استاد بهاری از من پرسید این آقای سرآشپز کجاست؟

وقتی سرآشپز آمد استاد به ایشان گفت: دوست گرامی الان کشور ما درگیر جنگ است... این ظرف غذایی که شما آورده اید زیاد است آن را نصف کنید تا به بقیه هم برسد..!!

جمله ای که همه ما را متاثر ساخت....

مهم ترین درسی که من نوعی از این بزرگان یاد گرفته ام افتادگی است..چرا که به گفته این بزرگان بزرگترین آفت یک هنرمند حب و غرور است...ا

این اساتید اسوه های بارز اخلاق بودند...

خداوند رحمت شان کند...

 عمده فعالیت روزمره شما چیست؟

این روزها بیشتر وقت به مطالعه کردن می گذرد و بدون اغراق روزانه بین 7 تا 8 ساعت کتاب  میخوانم.... یکی کتابخانه بزرگی نیز دارم.. بیشتر به کتب فلسفی تاریخی و ادبی علاقه دارم....

در حوزه موسیقی نیز هر ازگاهی کارهایی میکنم هر از گاهی وقتی امیر می خواهد آهنگی بسازد یا اثری بخواند ایده هایم را به او میگویم......ضمن اینکه یک آموزشگاه موسیقی نیز دارم.....

چاپ کتاب زندگینامه یا خاطرات؟

چندی قبل بانویی کوشا و با سلیقه زندگینامه استاد جلیل شهناز را به شیوه جدیدی جمع آوری و به چاپ رسانده است.. ایشان این پیشنهاد را به من نیز ارائه کرد و گفت دوست دارد زندگینامه هنری من را نیز چاپ کند . من هم طبیعتاً استقبال کردم و بامید خدا قصد دارم

 زندگی هنری ام را در قالب  این کتاب به چاپ برسانم ....

به قول سعدی غرض نقشی است کز ما باز ماند...

تا چه اندازه با تکنولوژی و شبکه های اجتماعی در ارتباط هستید ؟

نه چندان زیاد ، اما به نظرم  فناوری به خودی خود بد نیست و  می تواند بسیار مفید واقع شود..به شرطی که درست و بجا استفاده شود‌....
و زندگی در عصر جدید مستلزم آشنایی با متقضیات این دوره است...
در کل با استفاده مناسب از تکنولوژی موافقم ...

تقلید در موسیقی؟

ما در دورانی فعالیت هنری خود را آغاز کردیم که تقلید صدا مفهومی نداشت و هرکس صدای خودش را داشت و مثل کسی نمی خواند، چه در حوزه موسیقی ایرانی و چه در موسیقی پاپ..

به نظر من صدای هرکس هویت اوست....

البته استاد کسایی نظر جالبی داشتند..ایشان معتقد بود تا یادگیری کامل هر هنری می بایست تقلید کرد..

اما این گفته به معنا نیست... که یک خواننده تا ابد باید تقلید کند..بلکه باید راه خود و مسیر خود را پیدا کند..

بعضاً می شنویم مثلاً فلان خواننده پیرو مکتب استاد شجریان است...که البته باید این گفته تصحیح شود...اولاً بکار بردن عبارت مکتب در این زمینه سنگین است و درست این است که بگوییم شیوه...... ثانیاً هرچند کاریزمای شخصیتی ایشان بر هیچ کس پوشیده نیست...اما دلیلی برای تقلید محسوب نمیشود!! چرا که رنگ آمیزی و تنوع صداهاست که جذابیت آفرین است..نه چیز دیگری...

به باور من تقلید کردن مشکل هنرجویان است نه اساتید.....

نکته ای که من به همه هنرجویان خودم از جمله پسرم متذکر میشوم این است که سعی کنید خودتان باشید و تقلید نکنید...

موسیقی فولک ؟

یادم می آید روزی در استودیو بل تهران استاد شهرام ناظری را دیدم که آهنگی به کردی میخوانند...چون که پیش از این، من از ایشان آهنگی کُردی نشنیده بودم برایم کردی خواندن ایشان جالب بود...

وقتی  علت را جویا شدم...

استاد ناظری گفتند: مگر میشود کُرد بود و کُردی نخواند!!

این گفته تاثیر زیادی در من گذاشت و مَنی را که تا آن روز تمام تمرکزم معطوف موسیقی اصیل بود را به این فکر وا داشت که بروم و موسیقی محلی زادگاه خودم را هم بخوانم....

و آلبوم هایی چون:  مندیر، دیندا، دزپارت   از جمله اثر محلی من هستند..

 

تجربه همکاری با استاد عبدالحسین برازنده؟

آلبوم ازیاد رفته من ماحصل آثار استاد برازنده است.

در مورد این استاد فرزانه لازم میدانم خاطرنشان سازم که ایشان از شاگردان درویش خان هستند و هم دوره ای مرحوم روح اله خالقی و تصنیف های ایشان یک کلاس درس است برای هنرجویان ....

امروز هم وقتی میخواهم به هنرجویانم توصیه ای داشته باشم که مثلاً فلان تصنیف را بخوانید...آثار ایشان را مثال میزنم چرا که چرا که به طرز شگفت انگیزی  می توان تمام گوشه های یک آواز را در آن مشاهده کرد...

هیچ گاه دوست نداشتید در موسقی پاپ هم  شانس خود را محک بزنید؟ کاری که برخی دیگر از هنرمندان موسیقی سنتی از جمله آقای افتخاری نیز انجام داده اند.

من عقیده دارم تغییر دادن مسیر در هنر آن هم  به یکباره به هیچ عنوان مطلوب نیست..!

البته من با آفرینش..خلاقیت و نوآوری مخالفتی ندارم...اما  به صورت درست و  اصولی....

در جوانی تجربه اجرای موسیقی پاپ داشته ام ...اما امروز ترجیح من صرفاً موسیقی اصیل و موسیقی فولک است و چون که نزد مردم با این سبک شناخته شده ام، ترجیح میدهم فقط موسیقی های فولکلور و سنتی اجرا کنم.....

جایی استاد ایرج میگفت: من اصلاً از موسیقی های جدید خوشم نمی آید چون محتوای چندانی ندارند!!

همه ما نیما یوشیج را به عنوان پدر شعر نو  می شناسیم... اما ایشان در شعر کلاسیک نیز آثار درخشانی دارند....

یا مثلاً بزرگانی چون:  پیکاسو و ونگوگ...

 اینان استاد مسلم نقاشی کلاسیک بوده اند...اما به این نتیجه رسیده اند که  طرحی جدید بوجود آورند...

منظورم این است که انتخاب سبک در هنر صرفاً یک انتخاب و  ترجیح شخصی است.

تحصیلات شما در رشته زبان انگلیسی است، این پیشینه باعث نشده بخواهید موسیقی جهانی را بیشتر بشناسید؟

تاریخ موسیقی غرب را خوانده ام اما زیاد به دنبال آن نبوده ام.. البته شاید بیشتر به خاطر مشکلات اقتصادی بوده است...

 من دانشجو بودم که ازدواج کردم...و بچه دار شدنم هم در همان دوران بود...

مرحوم مادرم دوست داشت من پزشک شوم..البته مدتی نیز دانشجوی پزشکی بود ام...

کمکی که آشنایی با زبان انگلیسی به من کرده است در مبحث آواشناسی است. چرا که باعث شده صحیح خواندن و صحیح تلفظ کردن به خصوص در موسیقی فولکور برایم اهمیت دو چندانی داشته باشد....

 البته همواره به شاگردان و هنرجویانم این توصیه را دارم که مقتضیات زمان خود را بشناسند و در مورد موسیقی روز جهان مطالعه کنند...... اما اصالت خود را فراموش نکنند...در یک جمله معتقدم ازم است ما

موسیقی جهانی را بشناسیم و موسیقی خود را جهانی کنیم چرا که این ظرفیت را دارد..

صدای خانم ها؟

بانوان نیمی از اعضای جامعه هستند و به هیچ عنوان نمی توان آنها را نادیده گرفت..در موسیقی نیز به همین منوال است....پیشتر عرض کردم اگر فقهی بودن موسیقی حل شود شاید این چالش و حساسیت نیز برطرف گردد...

ما صدهای بسیار خوبی در بین بانوان اهل موسیقی داریم...استاد هنگامه اخوان نمونه حاضر و بارز این گفته است.....

 چطور است که همخوانی بانوان اشکالی ندارد اما تک خوانی زن ممنوع شده؟!!

همه ما  بانو قمرالملوک وزیری را به عنوان نخستین خواننده زن ایرانیمی شناسیم..کدام یک از ما در مورد شخصیت این آگاهی داریم....ایشان به شهادت تاریخ  اسوه بارز بزرگ منشی و اخلاق نیز بوده اند و بسیاری از درآمدهایش را صرف آدم های بی بضاعت کرده است...

به باور من، حضور و هنر نیمی از جامعه را نمی توان نادیده گرفت!

در ادامه این گفتگو امیرمجاهد مسعودی به ما پیوست...

زندگی کردن در سایه پدر...؟

پدر قبل از آنکه معلم موسیقی باشند..درس عشق و انسانیت را به ما آموخته است

بدون پدر من کسی نیستم...  تمام زندگی ام را مدیون پدرم هستم..

راستش را بخواهید من روزی که میخواستم به وادی موسیقی وارد شوم فکر میکردم چون پسر استادی همچون ملک مسعودی است همین مرا کفایت میکند......اما پدر این نکته را به من گوشزد کردند که تو فرزند من هستی درست. اما باید از صفر شروع کنی...

لذا من از پایین ترین انجمن ادبی کار خودم را شروع کردم...و موسیقی را در هنرستان موسیقی به صورت علمی یاد گرفتم....امروز نیز به این نتیجه رسیده ام که موسیقی ایرانی صرفاً دانستن ردیف نیست......بلکه درست خواندن و ادا کردن درست شعر در موسیقی ایرانی اهمیت بسیار زیادی دارد....

این را یادآور شوم استاد ملک مسعودی هیچ گاه در کاری ما را تحمیل نکرده است...تمام برادران و حتی خواهر من خوش صدا هستند...اما موسیقی را دنبال نمی کنند...ورود من به وادی موسیقی انتخاب من بوده است..

چه چیزی باعث تنوع موسیقی ایرانی شده است؟

 به شهادت تاریخ، زمانی که ما موسیقی را تمام کردیم اروپاییان تازه شروع کردند.

موسیقی ایرانی این خصوصیت را دارد که برای هر مناسبتی لحن و آوازی خاص داشته باشد

موسیقی شب یا روز، موسیقی جنگ یا پیروزی، موسیقی غمناک یا شاد  و.....

خلاصه مناسبتی نیست که موسیقی ایرانی برایش تِمی خاص نداشته باشد...

 این خود از غنای فرهنگی ما حکایت دارد...

بسیاری از بزرگان ما از جمله ابوعلی سینا علاوه بر طِب در موسیقی هم سررشته داشته اند، که این امر نشان از جایگاه موسیقی در تاریخ ما دارد....

امروز هم اگر برخی از عزیزان ما از جمله استاد کیهان کلهر در عرصه های بین المللی می درخشند در سایه همین تنوع و جذابیت موسیقی ایرانی است......

به نظر من ما اگر میخواهیم موسیقی مان را جهانی کنیم لازم است از جامعه خود شروع کینم و فهم موسیقایی خود و مخاطبان خود را ارتقاء بخشیم... در یک جمله به خوب شنیدن عادت کنیم....

شما از نسل جوان هستید....با توجه به اینکه نیاز نسل جوان را میدانید... دوست ندارید..موسیقی عامه پسند را دنبال کنید؟

اصولاً من به دنبال موسیقی ها تاریخ مصرفدار نیستم.....

من هیچ گاه دوست نداشته ام موسیقی تولید کنم که تمام حرف اش این باشد

تو رو دوست دارم....اَ...اِ..اُ

حتی اگر به بابت اش خانه نشین باشم....

جنای آقای محمد اصفهانی شاگرد پدر من بوده اند...ایشان کار پاپ هم انجام داده اند...ایشان عالی می خواند...اما جامعه امروزی شاید چندان کار ایشان را چندان نپسندد..

من معتقدم باید اثری تولید کرد که جاودانه باشد هرچند جامعه از درک اش عاجز باشد...

الان در کنسرت ها میگویند آواز نگذارید..چون شنونده ها حوصله شنیدن ندارند...!!!

 یا مثلاً یادم می آید در تالار وحدت برنامه ای داشتیم و چندین نوازنده درجه یک نیز همراهی مان میکردند....در وسط برنامه... فریادی بلند شد که بندری اش کن..بندری اش کن...

 این نشان از سطحی نگر شدن جامعه ما دارد...اما از قدیم گفته اند....

بگذرد این روزگار تلخ تر از زهر....

و ماه هیچ گاه پشت ابر نمی ماند !

اشاره به سطحی نگر شدن جامعه کردید به زعم شما این مشکل ریشه در چه چیزی دارد؟

این ریشه در آموزش و پرورش دارد.....چرا باید سرانه مطالعه در جامعه ما آنقدر پایین باشد...

البته مشکلات مالی هم مزید بر علت است..

به فرموده پدر این مشکل مربوط به امروز نیست و در گذشته نیز این مشکلات وجود داشته است....

مردم ما کمتر به دنبال فکر کردن هستند...این مساله باید از منظر جامعه شناسی بررسی شود..

مثال بارز آن نیز بازی شطرنج و پاسور است..

شما اگر این پیشنهاد را  مطرح کنید که حاضر هستند شطرنج بازی کنند یا مثلاً پاسور بازی 90 درصد مردم سراغ پاسور می رفتند...چرا که شطرنج مجاهدت فکری می خواهد..اما پاسور بازی نه...

موسیقی مورد علاقه؟

خب البته موسیقی اصیل ایرانی که کار من است و عاشقانه آن را دوست دارم

 اما از بین کشورهای همجوار به موسیقی افغانستان علاقه دارم...و از دنیای عرب نیز صدای ام کلثوم برایم جذابیت دارد.....

تا امروز چند اثر اجرا کرده اید و چه برنامه هایی را دنبال می کنید ؟

من تا به امروز دو تا کاست بختیاری دارم.....

دزپارت...از دو کلمه دژ ..به معنای قلعه... و پارت اشاره به حکومت پارت ها..شامل 8 قطعه با اشعاری از استاد عبدالعلی خسروی.. که از سوی شرکت شکیبا مهربان منتشر شد...

آلبوم بُگُدَشت به معنی بگذشت را با آهنگسازی پدر و تنظیم سیاوش ولی پور داشته ام..... که شامل اثری با مفهوم چون رستاخیز مسجد سلیمان است و قدمتی 100 و چند ساله در آن قرار دارد...ضمن اینکه نزدیک به 40 اثر سنتی را نیز در واحد موسیقی صدا و سیما ضبط کرده ام.....

الان هم یک کار جدید با پدر در دست تهیه داریم...که به صورت کلیپ منتشر سازیم..

اثری با نام ایران به آهنگسازی استاد کورش کیانی قلعه سردی ضمن اینکه مدیریت یک آموزشگاه موسیقی در تهران با عنوان آموزشگاه موسیقی ملک مسعودی  را عهده دار هستم و صد البته حضور در کنار پدر که برایم افتخاری است..

 

با تشکر از اساتید عزیز ملک مسعودی و امیر مجاهد  و خانواده محترمشان

انتهای پیام/*

تهیه کننده و مدیر وبسایت اهالی هنر :حسین رنجبر

گزارش و تنظیم: روح اله سعادتمند

چاپ   ایمیل

عضویت در خبرنامه